در اواخر دهه 1930، لینوس پائولینگ و رابرت کوری با استفاده از روش کریستالوگرافی اشعه X ، ساختار دقیق آمینواسیدها و پپتیدها را مورد بررسی قرار دادند. هدف آنها از این مطالعات، تعیین فاصله پیوند بین اتمها و زوایای پیوند بود تا با استفاده از این اطلاعات بتوانند کونفورماسیون ( آرایش فضایی گروههای متصل به یک اتم می توانند حول یک پیوند بچرخند) پروتئین ها را پیشگویی کنند.یکی از یافته های ارزشمند این دو محقق آن بود که واحد پپتیدی محکم و مسطح است. هیدروژن گروه آمینی در این پیوند همیشه در موقعیت Trans نسبت به اکسیژن گروه کربونیل قرار می گیرد. پیوند میان اتم کربن گروه کربونیل و اتم نیتروژن دارای آزادی چرخش نیست و تقریباً مانند یک پیوند دوگانه عمل می کند. طول این پیوند، کوتاه و در حدود 32/1 آنگستروم بوده و میانگین طول پیوند ساده C-N ( 49/1 آنگستروم) و پیوند دوگانه C=N ( 27/1 آنگستروم) است و به همین دلیل، خصوصیات یک پیوند دوگانه نسبی را نشان می دهد. پیوند میان کربن α و کربن گروه کربونیل از نوع پیوند ساده بوده و طول آن 51/1 آنگستروم است. همچنین پیوند بین کربن α در اسید آمینه دوم و نیتروژن نیز از نوع پیوند ساده ( 46/1 آنگستروم) است. بنابراین درجه آزادی چرخش حول این پیوندها زیاد بوده و اتمهایی که در پیوند پپتیدی درگیر شده اند، روی یک خط قرار نمی گیرند ولی در یک صفحه هستند.

توالی اسیدهای آمینه ساختمان اولیه پپتیدها را مشخص می کند :

بقیه در ادامه مطلب...